ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

مقدمه 42

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

ار ، اگر - انده ، اندوه - اندهگين ، اندوهگين - آگه ، آگاه - آمخته ، آميخته ، سيه ، سياه ره ، راه - پذرفته ، پذيرفته - برون ، بيرون - نگرستن ، نگريستن - استاده ، ايستاده - باز استادن باز ايستادن - بريشم ، ابريشم - خامش ، خاموش - بهش آمدن ، به هوش آمدن - گاواره ، گاهواره - مرود ، امرود ، انبرود - سپرغم ، اسپرغم - دهن ، دهان - گه ، گاه - همانگه ، همانگاه هرگه ، هرگاه - آنگه ، آنگاه - چو ، چون - روبه ، روباه - نگوسار ، نگونسار - چار ، چهار كنون ، اكنون - آرد ، آورد - فروآرنده ، فروآورنده - بيارد ، بياورد - فرودآرنده ، فرود آورنده - نامدن ، نيامدن - فكند ، افكند - دگر ، ديگر - برو ، ابرو - پيرهن ، پيراهن - نار ، انار - ياز ، يا از - ورا ، وى را - كز ، كه از - وز ، و از ، و زين ، و از اين - و زان ، و از ان - و زو ، و از او - زو ، از او - و گر ، و اگر . البته بعضى از اين كلمات به صورت غير مخفف نيز بارها استعمال شده است . * ادغام - در بعضى از موارد به علت وجود دو حرف قريب المخرج يا دو حرف يكسان يكى از آن دو به كار رفته است مانند : دوستر ، دوست‌تر 560 - نيمن ، نيم من - بتر ، بدتر - بترى ، بدترى - هيچيز ، هيچ‌چيز 165 165 ح ، 237 ح ، 264 ح ، 535 ح - هروزى 676 ، 347 ح ، 366 ح ، 367 ح * حذف : از كلمات ذيل كه در اين كتاب به كار رفته است در ادوار بعد حرفى حذف گرديده است : همزه زائد : استان ، ستان - استير ، ستير - اسطبر ، سطبر - افشاردن ، فشاردن - اسرب ، سرب - اشترغاز ، شترغاز - اشتر ، شتر - اسپاناخ ، سپاناخ . هاى زائد : آرنجه ، آرنج - تاه ، تا - ناچاره ، ناچار - نگينه ، نگين - خرگوره ، خرگور - ستم‌كاره ، ستم‌كار - شراب‌خواره ، شراب‌خوار . ياى زائد ( در حالت غير اضافى ) : جوى 44 ، خداى 18 ، سوى 160 ، كهرباى 352 ، هواى 79 * در كتابت كلمات ذيل نسبت بدوره‌هاى بعد حرفى زائد به كار رفته است : انبور ، انبر - اوفتادن ، افتادن - نوه ، نه - نوهم ، نهم - گوه‌موش ، گه‌موش - فريشته ، فرشته - فربيه ، فربه - پايچه ، پاچه - پايشنه ، پاشنه .